سرمایه سیستم / مقالات /

حسابداری صنعتی یا حسابداری بهای تمام شده

(0 از 5)

حسابداری بهای تمام شده از طریق تحلیل و بررسی هزینه های تولید اطلاعات سودمندی برای تصمیم گیری مدیریت فراهم می کندو روش های کاهش بهای تمام شده را از طریق تجزیه و تحلیل گزارش ها و شیوه های تولید عهده دار می باشد.

حسابداری صنعتی (حسابداری بهای تمام شده) یک روش در حسابداری است که اطلاعات مربوط به هزینه های ساخت محصول برای استفاده در حسابداری مدیریت و حسابداری مالی را جمع آوری و ارزیابی می کند. حسابداری صنعتی به دنبال یافتن هزینه های تولید در سازمان از طریق ارزیابی مرحله به مرحله هزینه های تولید در کنار هزینه های ثابت می باشد مثل هزینه استهلاک ابزار آلات. این شاخه از حسابداری در مرحله اول این هزینه ها را بصورت جداگانه ثبت و اندازه گیری می کند در مرحله بعد مقدار سرمایه گذاری اولیه را با مقدار هزینه ها یا بازده کسب و کار مقایسه می کند و برای ازریابی نهایی عملکرد مالی سازمان تحویل مدیریت میدهد.

حسابداری بهای تمام شده از طریق تحلیل و بررسی هزینه های تولید اطلاعات سودمندی برای تصمیم گیری مدیریت فراهم می کند و روش های کاهش بهای تمام شده را از طریق تجزیه و تحلیل گزارش ها و شیوه های تولید عهده دار می باشد. این شاخه از حسابداری مدیریت را در برآورد و جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه شامل (هزینه مواد اولیه، هزینه حقوق و دستمزد و سایر هزینه های تولیدی) یاری می کند. و مدیریت می تواند با در نظر گرفتن امکانات و محدودیت های واحد تجاری و با توجه به برآوردهای انجام شده در حسابداری صنعتی بهترین و باصرفه ترین راه ممکن را انتخاب و اجرا کند. مدیران با بررسی اطلاعات حاصل شده از حسابداری صنعتی می توانند دوایری را که بازدهی پایینی دارند شناسایی کنند.

حسابداری صنعتی هزینه هر محصول و هر واحد درون کسب و کار را مشخص میکند برای مثال یک سازمان 3 محصول متفاوت تولید کرده و برای فروش عرضه میکند محصول A  محصول B و محصول C. حسابداری بهای تمام شده بما میگوید چه مقدار مواد اولیه و نیروی کار و غیره صرف هر واحد از محصول A محصول B  و محصول C شده است. به عبارت دیگر حسابداری صنعتی بوسیله اسناد حسابداری مشخص میکند یک سازمان چقدر کارایی داشته است. مثلا اگر یک سازمان در طول یکسال مالی 100.000  دلار درآمد داشته باشد و 65.000  دلار هزینه برای تولید محصولات خود داشته باشد (هزینه تولید هر واحد از محصول بعلاوه سایر هزینه های اجرایی) در پایان سال 35.000 دلار سود خواهد داشت.

حسابداری صنعتی

تفاوت حسابداری صنعتی و حسابداری مالی

حسابداری مالی و حسابداری صنعتی هر دو به مدیر کسب و کار در تصمیم گیری ها کمک میکنند با این حال محدوده و ماهیت این دو شاخه از حسابداری کاملا متفاوت است.

حسابداری صنعتی  برای افرادی در داخل کسب و کار تهیه می شود تا در تصمیم گیری ها بکار رود. اما در حسابداری مالی محاسبات برای افرادی خارج از کسب و کار تهیه می شود مثل سرمایه گذاران. حسابداری صنعتی به ما در یافتن معایب کسب و کار یاری میرساند اما به جنبه های خارجی کسب و کار میپردازد مثل اینکه سازمان چه مقدار سوددهی دارد و یا چه مقدار جریان نقدینگی در طول یک سال مشخص به کسب و کار وارد می شود.

حسابداری صنعتی یک تصویر جزئی از وضعیت کسب و کار ارائه می کند در حالی که حسابداری مالی تصویر کلی وضعیت کسب و کار را ارائه میکند.

حسابداری مالی یک سند متفاوت از عملکرد مالی کسب و کار است که شامل دارایی ها و بدهی های کسب و کار می شود. حسابداری بهای تمام شده می تواند یک ابزار کارآمد در دست مدیریت برای بودجه بندی و برنامه ریزی برای کنترل هزینه ها باشد و در نهایت منجر به افزایش سود خالص کسب وکار می شود.

یک تفاوت کلیدی بین حسابداری مالی و حسابداری صنعتی این است که در حالی که درحسابداری مالی هزینه ها براساس نوع تراکنش طبقه بندی می شوند؛ حسابداری صنعتی هزینه ها را براساس نیاز مدیریت طبقه بندی می کند. حسابداری صنعتی به این دلیل که بعنوان یک سند داخلی مورد استفاده مدیر کسب و کار قرار می گیرد نیازی به رعایت استانداردهای ویژه حسابداری مانند (GAAP) ندارد. در نتیجه از یک سازمان به سازمان دیگر یا از یک دپارتمان به دپارتمان دیگر ممکن است دارای تفاوت باشد. در نهایت کسب و کارهایی که از اطلاعات حسابداری مالی و حسابداری صنعتی بهره میبرند به ابزارهایی همه جانبه برای بررسی درونی و بیرونی عملکرد کسب و کار خود دسترسی دارند.

حسابداری صنعتی

پیدایش حسابداری صنعتی

تاریخ دانان معتقدند که حسابداری صنعتی اولین بار در طول انقلاب صنعتی بوجود آمد. زمانی که اقتصادهای نوظهور عرضه و تقاضای صنعتی، صاحبان کارخانجات را ملزم کردند میزان سود خود را محاسبه کنند و میزان سوددهی و تولید خود را کاهش دهند.

در اوایل قرن 19 زمانی که دیوید ریکاردو و توماس مالتوس بر روی نظریه های اقتصادی کار میکردند چارلز بابِیج در حال نوشتن اولین کتاب راهنمای بنگاههای اقتصادی و چگونگی کاهش هزینه های داخلی کسب و کار بود. در اوایل قرن 20 حسابداری صنعتی یک بخش بسیار وسیع از ادبیات مدیریت کسب و کار را تشکیل میداد.

استانداردهای حسابداری صنعتی

این شاخه از حسابداری از نسبت ها برای مقایسه بهره وری مواد به کار برده شده برای تولید کالاها و خدمات همچنین نیروی کار مورد استفاده قرار گرفته در فرآیند تولید، تحت شرایط استاندارد استفاده میکند. برآورد این تفاوت ها تحلیل واریانس نامیده می شود. حسابداری صنعتی سنتی اساساً هزینه ها را تنها براساس یک مقدار تخصیص می دهد. ساعت کاری یا ماشین ساعت.      

هزینه سربار در واقع هزینه هایی است که به صورت مستقیم در تولید کالاها و خدمات دخالت ندارند در نتیجه نمی توان به طور قطع آنها را مربوط به تولید کالا یا محصول خاصی دانست. مثلا هزینه روشنایی کارگاه تولیدی یا هزینه میخ در کارگاه نجاری (بعلت ناچیز بودن) و یا هزینه استهلاک ساختمان نوعی هزینه سربار به حساب می آید. بر اساس این حقیقت که از زمان پیدایش استانداردهای حسابداری صنعتی هزینه های سربار منجر به افزایش هزینه نیروی کار شده است تخصیص هزینه های سربار به عنوان هزینه کل گاهی باعث گمراهی می شود.

هر چند حسابداری صنعتی بیشترین استفاده را در بررسی عملکرد موسسات تولیدی دارد اما کاربرد آن تنها به این بخش محدود نمی شود. موسسات غیر تولیدی و خدماتی نیز می توانند برای محاسبه بهای تمام شده خدماتی که ارائه میدهند از این شاخه از حسابداری استفاده کنند. برای مثال یک واحد آموزشی می تواند هزینه آموزش یک دانشجو در طول یک ترم تحصیلی و یا حتی هزینه گذاران یک واحد درسی را بطور جداگانه محاسبه کند.