سرمایه سیستم / مقالات /

روش تحلیلی در حسابرسی

(0 از 5)

کاربرد تجزیه و تحلیل مالی در برنامه ریزی، تعیین حدود حسابرسی و مواضع رسیدگی اصطلاحا بررسی تحلیلی نامیده می شود و روش هایی که برای این منظور بکار برده می شود به روشهای تحلیلی موسوم است.

هدف حسابرسی مستقل ارائه یک اظهار نظر کلی در باره صورتهای مالی می باشد و حسابرسان برای برخورداری از امکان ارائه چنین اظهار نظری می بایست به ابزارهایی منطقی در تجزیه و تحلیل صورت های مالی دسترسی داشته باشند این روشها در حرفه حسابرسی بدلیل افزایش کارایی عملیات حسابرسی نقش مهمی بازی کرده در ارزیابی منطقی بودن صورتهای مالی و مانده حسابهای معین ابزار کارآمدی به شمار می آیند.

با استفاده از روشهای تحلیلی حسابرس می تواند وجود تقلب و اشتباه را در صورت های مالی به طور تقریبی نشان دهد. روشهای تحلیلی به دلیل کم هزینه بودن و سرعت بالاتر در بدست دادن نتایج، نسبت به آزمون ها تفصیلی (جزئیات) مانده ها و مبادلات، امکان ارزیابی ریسک حسابرسی و معیاری جهت کنترل کیفیت نهایی صورتهای مالی حسابرسی شده امروزه جزو روش های حسابداری نوین و مورد اقبال عموم جامعه حسابرسان می باشند.

روش های تحلیلی کدامند؟

براساس تعاریف صاحبنظران علم حسابداری کاربرد تجزیه و تحلیل مالی در برنامه ریزی، تعیین حدود حسابرسی و مواضع رسیدگی اصطلاحا بررسی تحلیلی نامیده می شود و روش هایی که برای این منظور بکار برده می شود به روشهای تحلیلی موسوم است.

روش های تحلیلی براساس بیانیه بین المللی استانداردهای حسابرسی شماره 56 اینگونه تعریف شده است: رویه های تحلیلی شامل مقایسه هایی از مبالغ ثبت شده، یا نسبت های ایجاد شده از مبالغ ثبت شده براساس انتظارات شکل گرفته و به وسیله حسابرس است. حسابرس چنین انتظاراتی را به وسیله شناسایی کردن و استفاده کردن از روابط محتملی شکل می دهد که به طور منطقی انتظار می رود بر مبنای فهم و درکش از مشتری و از صنعتی که مشتری عمل می کند، وجود داشته باشند. به عبارت دیگر رویه های تحلیلی شامل ارزیابی اطلاعات مالی از طریق مطالعه روابط موجه و منطقی بین داده ها می باشد.

بیانیه شماره 52 استانداردهای حسابداری ایران

این بیانیه تفاوت چندانی با بیانیه شماره 56 آمریکا ندارد و برگرفته از استانداردهای بین المللی حسابرسی است. طبق این بیانیه سازمان حسابرسی روشهای تحلیلی را تجزیه و تحلیل نسبتها و روندهای عمده شامل پی جویی نوسانات و روابط مالی و غیر مالی بدست آمده که با سایر اطلاعات مربوط، مغایرت دارد و یا از مبالغ پیش بینی شده انحراف دارد می داند. و فنونی که به این منظور بکار برده می شود روش های تحلیلی، آزمون های تحلیلی یا بررسی های تحلیلی نامیده می شود. به عبارت ساده تر روشهای تحلیلی به منظور پی بردن به اینکه آیا یک مانده معقول است یا خیر بکار می روند. حسابرس از روش های تحلیلی در مراحل برنامه ریزی، آزمون محتوا و بررسی کلی در پایان کار حسابرسی استفاده می کند. اما انتخاب روشهای تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته، شیوه اجرا و میزان استفاده از این روشها به قضاوت حرفه ای حسابرس بستگی دارد.

در استفاده از روش های حسابرسی فرض بر این است که انتظار می رود روابطی بین اطلاعات وجود داشته باشد و تا زمانی که شرایطی بر خلاف این مسئله شناسایی نشود این روابط همچنان پایدار بوده در طول زمان ادامه دار باشد و در صورت نوسان به میزان قابل پیش بینی تغییر کند.

همانطور که اشاره شد روشهای تحلیلی می تواند در سه مرحله توسط حسابرس مورد استفاده قرار گیرد. هنگام کاربرد روش های تحلیلی در فرآیند حسابرسی، حسابرس از ارتباط بین داده ها برای تعیین حساب هایی که ممکن است دارای تحریف مهم باشند استفاده می کند.

روشهای تحلیلی در مرحله برنامه ریزی حسابرسی

هدف از به کار گیری روش های تحلیلی در این مرحله کمک به حسابدار در برنامه ریزی، ماهیت، زمان بندی و حجم روش های حسابرسی است که برای جمع آوری شواهد اساسی جهت مانده حسابهای خاص یا طبقه ای از عملیات بکار خواهد رفت.

اطلاعات این مرحله از صاحبکار بدست می آید در این مرحله حسابرس برای درک بهتر فعالیت صاحبکار و داشتن شناخت نسبت به واحد مورد رسیدگی و زمینه هایی از فعالیت های شرکت که ریسک بالاتری دارند از روش های تحلیلی استفاده می کند. در این مرحله حسابرس از هر دو گروه اطلاعات مالی و غیر مالی استفاده می کند. در اینجا قصد حسابرس مشخص نمودن موضوعاتی برای ارزیابی های آتی است و نه حل آنها.

     روشهای تحلیلی به عنوان آزمونهای محتوا

در این مرحله هدف حسابرس از کاربرد روش های تحلیلی تعیین اعتبار مانده یک حساب یا مجموعه ای از حساب هاست. اما می تواند از روش های تحلیلی، ترکیبی یا هر دو نیز استفاده کند. قضاوت در باره کاربرد هر یک از این روش ها به عهده حسابرس است. حسابرس در این مرحله سطحی از اطمینان را (در صورت وجود) در نظر دارد و در پی دستیابی به روشی است که می تواند این سطح اطمینان را برای او فراهم کند. برای بررسی اظهار نظرهای مدیریت روش های تحلیلی جهت دستیابی به سطح مطلوبی از اطمینان مناسب تر هستند اما تاثیر روش های تحلیلی در شناسایی اشتباهات قابل پیش بینی به موارد زیر بستگی دارد:

الف) ماهیت اظهار نظرهای مدیریت؛ ب) معقول بودن و قابلیت پیش بینی نسبت ها؛ ج) در دسترس بودن و قابلیت اعتماد اطلاعات به کار رفته برای برآورد نتایج مورد انتظار؛ د) دقت پیش بینی ها.

     کاربرد روشهای تحلیلی در مرحله بررسی کلی صورت های مالی

 پس از تکمیل تمامی مراحل حسابرسی، صورت های مالی از نظر کلی مورد بررسی قرار می گیرند تا اطمینان حاصل شود که نکته مهمی نادیده نمانده باشد. هدف حسابرس از کاربری روشهای تحلیلی در این مرحله این است که بداند با توجه به مدارک جمع آوری شده در فرآیند حسابرسی آیا صورتهای مالی اصلاح شده معنادار هستند یا خیر؟  در واقع حسابرس در پایان فرآیند حسابرسی و زمان نتیجه گیری کلی در مورد انطباق کلیت صورتهای مالی با شناخت خودش از واحد مورد بررسی روشهای تحلیلی را بکار میبرد. در اینجا جمع بندی نتایج حاصل از روش های تحلیلی با هدف اثبات نتیجه گیری بدست آمده در فرآیند حسابرسی انجام می شود. استفاده از روش های تحلیلی در این مرحله حسابرس را در ارزیابی موارد زیر یاری میرساند:

  1. کفایت آزمون های محتوای انجام شده
  2. کفایت شواهد بدست آمده
  3. اعتبار نتایج بدست آمده
  4. ارزیابی ارائه کلی صورت های مالی
  5. اظهارنظر درباره صورت های مالی

در بررسی کلی صورت های مالی باید موارد زیر را مورد توجه قرار داد

الف) کفایت شواهد جمع آموری شده برای توجیه مانده های غیر معمول یا غیر منتظره که در مرحله برنامه ریزی و یا در طول حسابرسی شناسایی نشده اند.

ب) مانده ها یا روابط غیر معمول و یا غیر منتظره که قبلا مشخص شده اند.

روش های تحلیلی در حسابرسی

برخی از انواع روش های تحلیلی

تجزیه و تحلیل روند

شامل تجزیه و تحلیل تغییرات در یک مانده حساب در طول زمان است.از این روش بیشتر برای حسابهای درآمد و هزینه استفاده می شود. و هنگامی مناسب است که حساب یا رابطه به نحو مطلوبی ثابت و قابل پیش بینی باشد (برای مثال روند فروش در محیطی ثابت).

تجزیه و تحلیل نسبت ها

این روش به مقایسه روابط بین حسابهای صورتهای مالی (در دو یا چند دوره) در مقایسه با یک حساب با داده های غیر مالی یا مقایسه روابط بین واحد تجاری مورد بررسی اشاره دارد. تجزیه و تحلیل صورتهای مالی همگن یکی از اجزای تجزیه و تحلیل نسبت هاست. این روش نیز زمانی مناسب است که رابطه بین حسابها ثابت و قابل پیش بینی باشد (برای مثال رابطه بین درآمد فروش و حسابهای دریافتنی). عموما تجزیه و تحلیل نسبت در مقایسه با تجزیه تحلیل روند اثر بخش تر می باشد زیرا مقایسه بین ترازنامه و صورت سود و زیان می تواند نوسانات غیر معمولی را آشکار سازد که این امر از تجزیه تحلیل روند یک حساب خاص بر نمی آید.

آزمون منطقی بودن

این روش به معنای تحلیل مانده حسابها یا تغییرات آن در طول یک دوره حسابداری می باشد. و به تدوین انتظار مبتنی بر داده های مالی و غیر مالی منجر می شود. برای مثال تدوین انتظار برای درآمد یک هتل ممکن است با استفاده از میانگین نرخ اشغال اتاق بدست آید. این روش بر خلاف دو روش قبلی که روابط را ثابت فرض میکردند از اطلاعات برای تدوین یک پیش بینی صریح و مستقیم مانده حساب یا رابطه استفاده می کند. در اینجا دانش حسابرس به تدوین مفروضاتی که عامل کلیدی برآورد مانده حسابها هستند کمک میکند. مثلا برای پیش بینی درآمد فروش از تعداد واحدهای فروش رفته، قیمت واحد، تغییرات قیمت گذاری، روند صنعت و غیره در دوره مورد بررسی استفاده می شود.

روشهای آماری

این روشها به کاربرد تکنیکهای آماری برای کمی کردن انتظار حسابرس بر حسب پول به همراه سطوح دقت و ریسک قابل اندازه گیری است. و شامل تحلیل رگرسیون، مدلهای سری زمانی و غیره با استفاده از دانش حسابرس از عوامل موثر بر مانده حسابها مدلی برای پیش بینی صریح و مستقیم ارائه می دهد. این مدل زمانی بیشترین اثر بخشی را دارد که داده ها تجزیه شده و از یک سیستم حسابداری با کنترلهای داخلی بدست آمده باشند.