سرمایه سیستم / مقالات /

تقلب، فساد مالی؛ حسابرسی چه نقشی در بازی دارد؟

(0 از 5)

حرفه حسابرسی به دلیل ماهیت کار خود می تواند در پیشگیری و پیگیری تقلب نقش به سزایی داشته باشد تجارب نشان میدهد هر چه میزان پاسخگویی مسئولین افزایش یابد میزان فساد مالی به تناسب آن کاهش می یابد.  همچنین با افزایش انحصار درجه فساد افزایش خواهد یافت.

حرفه حسابرسی به دلیل ماهیت کار خود می تواند در پیشگیری و پیگیری تقلب نقش به سزایی داشته باشد تا جایی که عده ای از صاحب نظران عقیده دارند بهتر است در دوران تحصیلات آکادمیک برای دانش آموختگان این حرفه واحدهای درسی خاصی برای افزایش توانایی آنها در کشف تقلب و آشنایی با رموز اختلاس، انواع فساد، رابطه فساد با قدرت سیاسی و مواردی از این دست تعریف شود. در دهه 90 در آمریکا فردی که اقدام به صدور اوراق قرضه با بهره بالا کرده بود در پی عدم توانایی در پرداخت بهره اوراق و با ورشکستگی شرکت در حالی که سود میلیاردی به جیب زده بود؛ شناسایی دستگیر و به زندان افتاد اما پس از اتمام دوره محکومیت خود استاد دانشگاه هاروارد شد. نمونه دیگر مدیر بانک برینگ انگلیس در سنگاپور است. وی پس از اختلاس از بانک، دستگیر و زندانی شد اما پس از طی دوران محکومیت استاد دانشگاهی در سنگاپور شد این موارد حاکی از این است که در کشورهای دیگر لزوم پرداختن به اختلاس و فساد مالی احساس شده است و به عنوان واحد درسی برای فارغ التحصیلان حسابداری تدریس می شود. بدیهی است که گذراندن این واحدهای درسی به حسابرس را در کشف تقلب و فساد مالی که از مهمترین وظایف حرفه ای اوست یاری میرساند.

 از آنجایی که امروزه اخبار متعددی از فساد مالی در سراسر دنیا به گوش میرسد و کشور ما هم از این امر مستثنی نبوده توجه به این امر در نظام آموزشی ما بیراه نمی باشد.

از عواملی که می‌تواند زمینه ساز بروز فساد مالی باشد می‌توان به ترجیح پول نقد در معاملات، عدم وجود کارکنان صادق در سیستم اقتصادی، عدم وجود بازرسان حرفه ای برای نظارت بر کار بنگاههای اقتصادی، عدم وجود قوانین و سازوکارهای حسابرسی متناسب و دارای ضمانت اجرایی، عدم وجود قوانین و راهکارهای اجرایی برای مبارزه با فساد مالی اشاره کرد.

بررسی های جهانی در زمینه شفاف سازی نشان میدهد در مورد فساد رابطه زیر برقرار است

میزان پاسخگویی - استبداد +انحصار= فساد مالی

این معادله نشان میدهد هر چه میزان پاسخگویی افزایش یابد میزان فساد مالی به تناسب آن کاهش می یابد.  همچنین با افزایش انحصار درجه فساد افزایش خواهد یافت.

فساد مالی

انواع فساد مالی

فساد بنا به تعریف موسسه شفاف سازی دارای انواع مختلفی است اعم از

  1. فساد اداری (دیوان سالاری- بوروکراسی) که شامل فساد ناشی از سیاست گذاری‌ها و تصمیم گیری‌ها، سوء استفاده از موقعیت، تبعیض گری، تبارگماری (الیگارشی فامیلی) قوم گرایی و پارتی بازی است.

  2.  رشوه که جوهره اصلی فساد است و با نام هایی نظیر حق و حساب، انعام، حق الزحمه- کار چاق کنی، پول شیرینی، چای، ادای دین، حق السکوت، و هدیه نامیده می شود.

  3. اختلاس یا خیانت در امانت که شامل برداشت از منابع عمومی یا دولتی توسط اشخاصی است که مدیریت این منابع را عهده دارند.

  4. رانت جویی یا رانت خواری به معنی استفاده از امتیازات دولتی توسط اشخاص خاص.

  5. حق کمیسیون که ناشی از فساد در خریدها و قراردادهای معاملاتی است.

  6. فساد سیاسی یا فساد مقامات عالی رتبه دولتی.

  7. تقلب به معنی فریبکاری عمدی به دو شکل دروغگویی و گول زنی. استانداردهای حسابرسی تقلب را هر گونه اقدام عمدی یا فریبکارانه یک یا چند نفر از مدیران، کارکنان یا اشخاص ثالث برای بهره مندی از مزایای غیرقانونی می‌داند.

آثار تقلب و فساد مالی بر حسابرسی

تجارب جهانی نشان می‌دهد که تقلب و فساد مالی عملکرد حسابرسی مالی را مختل کرده؛ صورت های مالی که حسابرسان با آن کار میکنند را تحت تاثیر قرار میدهد. از اقلام این صورت های مالی که تحت تاثیر تقلب قرار میگیرد می‌توان به ترازنامه و صورت سود و زیان اشاره کرد. تقلب همچنین موجب اختلال در ارزیابی عملکرد مدیران و شرکت‌ها شده موجبات ابهام در تشخیص موارد مشمول مالیات را در پی دارد.

تقلب و فساد مالی

مسئولیت حسابرسان در ارتباط با کشف تقلب، اشتباه و فساد مالی

تحریف هر گونه مغایرت بین مبلغ و نحوه ی طبقه بندی ممکن است ناشی از اشتباه یا تقلب باشد و مسئولیت اصلی پیشگیری و کشف تقلب و اشتباه بر عهده مدیریت می باشد اما حسابرس هنگام

الف) برنامه ریزی

ب) اجرای روش های حسابرسی

ج) ارزیابی و گزارشگری نتایج حاصله

در صورت مواجه با مورد مشکوکی با ریسک تحریف و تقلب می بایست موارد را به مدیریت انتقال دهد. در اینجا تفاوت بین اشتباه و تقلب در عمدی و غیر عمدی بودن فعل صورت گرفته می باشد. اشتباه می تواند در مواردی نظیر گردآوری یا پردازش اطلاعات صورت‌های مالی، برآورد حسابداری نادرست ناشی از نادیده گرفتن یا تفسیر نادرست حقایق و یا اشتباه در به کارگیری استانداردهای حسابداری مرتبط با اندازه گیری، شناسایی، طبقه بندی، ارائه یا افشا اتفاق افتد. اما در مورد تقلب حسابرس دو تحریف عمدی را مد نظر دارد

  1. تحریف ناشی از گزارشگری متقلبانه
  2. تحریف ناشی از سوء استفاده از دارایی‌ها

در عملیات حسابرسی بر طبق استانداردهای حسابرسی بررسی ها باید به گونه ای انجام شود که از نبود تحریف با اهمیت در صورت‌های مالی اطمینان معقولی بدست آید. حسابرسی بدلیل محدودیت‌های ذاتی خود نمی تواند با اطمینان قطعی در مورد تقلب و فساد مالی اظهار نظر کند. این محدودیت‌های ذاتی عبارتند از

  • به کارگیری قضاوت
  • استفاده از سیستم رسیدگی نمونه ای  و نه بررسی کل اسناد
  • محدودیت ذاتی سیستم کنترل داخلی
  • این واقعیت که اغلب شواهد در دسترس حسابرس ماهیت متقاعدکننده و نه قطعی دارند.

اگر سیر تاریخی تحول علم حسابرسی را مورد بررسی قرار دهیم متوجه می‌شویم که هدف اصلی حسابرسی تا پیش از سال 1920 کشف تقلب بود اما از سال 1930 این هدف به تایید حساب تغییر پیدا کرد. افزایش در اندازه و حجم معاملات شرکت موجب شد حسابرس نتواند تمام معاملات را مورد بررسی قرار دهد و این همان محدودیت ذاتی حسابرسی است که پیشتر به آن اشاره شد. در سال 1960 مردم و رسانه‌ها از حسابرسان برای خودداری از پذیرش مسئولیت کشف تقلب و فساد مالی انتقاد داشتند. بعدها با توجه به پیشرفت تکنولوژی و پیچیدگی و حجم بالای حوادث تقلب، اختلاس، رشوه و فساد مالی مشکلات بسیار زیادی برای مردم و کسب و کارها مطرح شد. در این بازه زمانی حرفه حسابرسی مدعی شد که این مسئولیت به عهده مدیریت کسب وکار می‌باشد. در نهایت در سال 1988 موسسه حسابداران رسمی آمریکا AICPA بیانیه استانداردهای حسابرسی (SAS) شماره 99 تحت عنوان "ارزیابی تقلب در صورت‌های مالی" را صادر کرد. هدف اصلی این بیانیه کاهش فاصله بین انتظارات استفاده کنندگان صورت‌های مالی مبنی بر مسئولیت حسابرسان در کشف تقلب و باور حسابرس از چیزی که مسئول آن است (در اینجا عدم مسئولیت در کشف تقلب) بود. این بیانیه حسابرسان را به رعایت موارد زیر در فرآیند حسابرسی دعوت می‌کند:

تردید حرفه ای

 حسابرس می‌بایست بر گرایش خود بر اتکای بیش از حد بر اظهارات صاحبکار غلبه کرده با ذهنی پرسشگر و به دیده تردید رویکرد حسابرسی را تعیین نماید. براساس رهنمودهای بیانیه استانداردهای حسابرسی لازم است حسابرس در روند کار روابط گذشته را نادیده گرفته و در صداقت و راستی گفتار تمام صاحبکاران تردید داشته باشد. این بیانیه پیشنهادهایی نیز در زمینه نحوه بکار بستن افکار نقادانه و حاوی تردید حرفه ای رائه داده است.

مذاکره اعضای گروه حسابرسی با یکدیگر

لازم است اعضای تیم حسابرسی قبل از جمع‌آوری اطلاعات در مورد امکان بالقوه ارائه نادرست اطلاعات گردآوری شده و تقلب احتمالی در صورت‌های مالی با هم بحث و مذاکره کنند. این رویه به طوفان مغزی موسوم است. و دو هدف عمده را دنبال می‌کند اول اینکه ماهیت راهبردای دارد و موجب می‌شود اعضای تیم حسابرسی اطلاعات و تجربیات خود در زمینه راههای بروز خطا و تقلب  با هم به اشتراک گذارند و دوم اینکه موجب ایجاد فضای مناسب برای هدایت عملیات حسابرسی خواهد شد.

کسب اطلاعات برای شناخت خطرات تقلب

بهتر است حسابرس برای کشف تقلب از منابعی مانند مدیریت و سایر افراد درون سازمانی، روشهای تحلیلی، بررسی عوامل خطر تقلب استفاده کند. حسابرسان میبایست در ضمن کار، مواردی را درباره ویژگی‌های تقلب، ماهیت خطر تقلب و انواع کنترل و برنامه‌هایی که منجر به کشف تقلب خواهد شد، به مدیران آموزش دهند. حسابرس در روند بررسی های خود می تواند از حسابرسان داخلی و یا سایر کارکنان پرس و جو به عمل آورد. این افراد شامل کارکنان عملیاتی که مستقیماً در فرایند گزارشگری مالی درگیر نیستند، افرادی‌که از معاملات غیرعادی یا پیچیده آگاهی دارند، وکیل حقوقی شرکت می باشند.

مسئولیت حسابرس در موارد تقلب و فساد مالی یکی از بحث برانگیزترین مسائل در حسابرسی می باشد. در کل می‌توان گفت حسابرسی بدلیل محدودیت های ذاتی خود و نبود امکان بررسی تمامی اسناد نمی‌تواند فساد مالی و تقلب را به طور قاطعانه شناسایی کند اما میتواند با استفاده از روش های گفته شده قدمی در جهت کشف موارد مشکوک بردارد. حسابرس می بایست در بررسی های خود پرس و جوهای کاملی از مدیران به عمل آورد نتایج حاصل از روش های تحلیلی را در نظر گرفته عوامل ریسک زا را شناسایی کند همچنین توانایی مدیریت در برخورد با کنترل های داخلی را مدنظر قرار دهد و در صورت کشف هر نوع تقلبی موارد را به بخش های کلیدی گزارش کند.