سرمایه سیستم / مقالات /

مفاهیم عمومی حسابداری

(0 از 5)

دانش حسابداری بر مفاهیم و اصول منطقی استوار است و کار در این رشته مستلزم آگاهی و تسلط بر قواعد و مفاهیم حسابداری می‌باشد. در واقع هدف از تدوین اصول پذیرفته شده حسابداری، ایجاد سیستمی یکنواخت برای پردازش اطلاعات مالی و تهیه گزارش‌های مالی مفید برای تصمیم گیری‌های مختلف است.

دانش حسابداری بر مفاهیم و اصول منطقی استوار است و کار در این رشته مستلزم آگاهی و تسلط بر قواعد و مفاهیم حسابداری می‌باشد. در واقع هدف از تدوین اصول پذیرفته شده حسابداری، ایجاد سیستمی یکنواخت برای پردازش اطلاعات مالی و تهیه گزارش‌های مالی مفید برای تصمیم گیری‌های مختلف است. مفاهیم عمومی حسابداری به چهار طبقه اصلی تقسیم می‌شود:

الف) فرضیات مبنا یا مفاهیم بنیادی حسابداری

ب) اصول عمومی حسابداری

ج) قیود یا میثاق‌های تعدیل کننده (اصول محدود کننده حسابداری)

د) رویه های حسابداری یا استانداردهای حسابداری

مفاهیم عمومی حسابداری

الف) فرضیات مبنا یا مفاهیم بنیادی حسابداری

۱. فرض تفکیک شخصیت

یکی از اصلی ترین فرضیات حسابداری این است که در راستای اهداف حسابداری و گزارش‌های مالی، هر مؤسسه دارای شخصیتی مجزا از صاحب یا صاحبان خود است و می‌تواند مستقل از آن‌ها معاملاتی را انجام دهد. با توجه به این فرض، برای هر مؤسسه (شخصیت حقوقی)، جدا و مستقل از مالک یا مالکان آن (شخصیت حقیقی)، شخصیت حسابداری قائل هستیم به عنوان مثال اگر صاحب مؤسسه، مبلغی را بابت صورت حساب آب و برق مؤسسه یا همان مخارج را برای منزل خود بپردازد، این دو باید از یکدیگر تفکیک و در حساب‌های جداگانه ای نگهداری شوند.

۲. فرض اندازه گیری بر حسب واحد پول

از آن‌جا که پول وسیله مبادله و مقیاس مشترکی برای اندازه گیری ارزش کلیه مبادلات اقتصادی است، "در حسابداری نیز کلیه  معاملات و عملیات مالی بر حسب واحد پول (به عنوان مقیاس مشترک اندازه گیری) رایج هر کشور، ثبت و گزارش می‌شود". برای مثال اگر برای مؤسسه ای دو عدد میز (اثاثه) به مبلغ 100,000 ریال خریداری شود، در دفاتر حسابداری دو عدد میز را ثبت نمی‌کنیم، بلکه اثاثه خریداری شده را بر حسب مبلغ 100,000 ریال ثبت می‌کنیم. باید توجه داشت که در هر کشوری معاملات حسابداری براساس واحد پول رایج در آن کشور ثبت می‌شود؛ به عنوان مثال پول رایج در ایران، ریال است و معاملات بر حسب ریال ثبت می‌شود.

۳. فرض تداوم فعالیت

با توجه به این فرض، در حسابداری، هر مؤسسه برای مدتی نامحدود تشکیل می‌شود، یا به عبارت دیگر مؤسسه ای که در گذشته شروع به کار کرده و در حال حاضر به فعالیت خود ادامه می‌دهد، در آینده نزدیک قصد انحلال آن را ندارد، البته منظور از این فرض دوام یک مؤسسه برای همیشه نیست بلکه فرض می‌شود که پایانی بر فعالیت های مؤسسه وجود ندارد.

۴. فرض دوره مالی

در فرض تداوم فعالیت، اشاره شد که عمر مؤسسات نامحدود فرض می‌شود ولی برای این‌که اطلاعاتی نسبتاً دقیق درباره وضعیت مالی یک مؤسسه داشته باشیم باید عمر آن را به دوره های زمانی کوتاه و مساوی تقسیم کنیم. به طور معمول، طول دوره زمانی می‌تواند یک ماه، سه ماه، شش ماه یا یک سال باشد و هر یک از این دوره‌ها را یک دوره حسابداری نیز می‌نامند. معمولاً دوره مالی را در ایران یک سال شمسی در نظر می‌گیرند که به آن سال مالی گفته می‌شود.

۵. فرض تعهدی

در برخی از معاملات، بین زمان معامله و زمان دریافت‌ها و پرداخت‌های نقدی فاصله وجود دارد. حال این سوال پیش می‌آید که آیا باید این معامله، در زمان وقوع آن به ثبت برسد یا در زمان دریافت یا پرداخت وجه نقد؟ به طور مثال جنسی را خریداری کرده با فروشنده آن توافق می‌کنیم و مدتی بعد وجه آن را پرداخت می‌کنیم.

(بر طبق فرض تعهدی، معاملات یا عملیات مالی در زمان وقوع، اعم از آن‌که وجهی بابت آن دریافت یا پرداخت شده یا نشده باشد در حساب‌ها ثبت می‌شود) یعنی درآمدها در زمانی که خدمتی یا کالایی ارائه شده است تحقق می‌یابد و هزینه‌ها نیز در زمانی که خدمت یا کالایی دریافت کرده‌ایم، به وقوع می‌پیوندد. بدون در نظر گرفتن زمان دریافت و یا پرداخت وجه آنها باید در حساب‌ها ثبت و در صورت‌های مالی همان دوره گزارش شوند. به عبارت ساده‌تر، این فرض مبتنی بر این است که در حسابداری تعهدی معاملات تجاری بدون توجه به پرداخت یا دریافت وجه آنها هر زمان اتفاق بیفتد ثبت می‌شود.

ب) اصول عمومی حسابداری

۱. اصل بهای تمام شده  

منظور از بهای تمام شده همان قیمت تحقق یافته در معاملات است که مبنای ثبت اطلاعات و تهیه گزارش های مالی قرار می‌گیرد و اصطلاحاً آنرا بهای تمام شده یا ارزش تاریخی می‌نامند.

یعنی تمام اقلام دارایی، بدهی، درآمد و ... باید به قیمت نقدی که در تاریخ معامله تحقق یافته و در مدارک حسابداری ثبت شده است نشان داده شوند.

عوامل برتری بهای تمام شده یا ارزش تاریخی نسبت به ارزش های دیگر (ارزش واقعی، ارزش جاری و ارزش جایگزینی عبارتند از:

A: قابلیت اعتماد (اتکا) 

زیرا همواره با مراجعه به اسناد و مدارک اولیه معاملات می توان آن را تایید کرد.

B: عادلانه است

زیرا معمولا در معاملات مناسب ترین قیمت توسط خریدار و فروشنده آگاه انتخاب می‌شود. این قیمت معرف ارزش عادلانه در زمان معامله است.

C:  معتبر است

زیرا در این معامله، برآورد اشخاص دخالت ندارد و بر معامله واقعی مبتنی است. انتقادی که می‌توان به این اصل گرفت این است که در شرایط رکود و تورم، تغییرات حاصل در قیمت اقلام مختلف را نشان نمی‌دهد؛ به همین علت باعث می‌شود تا سود و زیان ناشی از تغییرات قیمت، اندازه‌گیری و ثبت نشود.

۲. اصل تحقق درآمد

براساس این اصل درآمد فقط یک‌بار و آن‌هم در زمان تحقق بدون توجه به زمان دریافت آن شناسایی و ثبت می‌شود. حال این سوال مطرح می‌شود که درآمد در چه زمانی تحقق می‌یابد؟

زمانی که مبادله کالا و خدمات به طور کامل انجام پذیرفته باشد و یا فرآیند کسب درآمد بالقوه کامل شده باشد.

۳. اصل تطابق درآمد و هزینه

طبق این اصل، سود و زیان مؤسسه در هر دوره زمانی از طریق مقایسه درآمدهای یک دوره مالی و هزینه های انجام شده برای کسب درآمد در همان دوره اندازه‌گیری می‌شود. باید دقت داشت که طبق این اصل، ابتدا درآمدها و سپس هزینه های دوره‌های قبل و بعد نباید در هزینه‌ها و درآمدهای دوره جاری منظور شوند.

۴. اصل افشای حقایق

طبق این اصل، صورت‌های مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات با اهمیت، مربوط و به موقع باشند و این اطلاعات باید به صورت قابل فهم و کامل ارائه شوند تا استفاده کنندگان از صورت‌های مالی بتوانند تصمیماتی آگاهانه اتخاذ کنند. هم‌چنین اطلاعات با اهمیتی که نمی‌توانند در متن صورت‌های مالی گنجانده شوند، باید در یادداشت ها و جداول همراه صورت‌های مالی افشا شوند.

مفاهیم عمومی حسابداری

ج) قیود یا میثاق‌های تعدیل کننده (اصول محدود کننده حسابداری)

۱. اصل عینیت

یکی از ویژگی‌های کیفی اطلاعات مفید حسابداری قابلیت اتکا است. طبق این ویژگی حسابداران باید تا جایی که  امکان دارد از شواهد و مدارک عینی و قابل اثبات در مورد رویدادها و عملیات مالی استفاده کنند تا استفاده کنندگان بتوانند به اطلاعات گزارش شده در صورت‌های مالی اعتماد و اتکا داشته باشند.

۲. اصل ثبات رویه (رعایت یکنواختی)

اگر استفاده کنندگان صورت‌های مالی بخواهند عملکرد سالهای مختلف یک واحد تجاری را مقایسه و وضعیت آتی را ‍‍‍پیش‌بینی کنند این مقایسه تنها زمانی امکان پذیر است که واحد تجاری در سالهای مورد مقایسه، روش های مورد اندازه‌گیری مشابهی را به کار گرفته باشد. به طور مثال اگر یک واحد تجاری برای اندازه‌گیری ارزش موجودی کالای خود در یک سال از روش اولین صادره از اولین وارده (FIFO) و در سال بعد از روش اولین صادره از آخرین وارده (LIFO) استفاده کند سود این دو سال بدلیل عدم استفاده از روش یکسان قابل مقایسه نخواهد بود. (البته گاهی ممکن است تغییر رویه حسابداری با توجه به تغییرات ایجاد شده در محیط عملکرد حسابداری، جهت ارائه مطلوب‌تر وضعیت مالی ضرورت پیدا کند).

۳. اصل اهمیت نسبی

یکی از اصول محدود کننده حسابداری اهمیت نسبی اطلاعات مالی است. به این معنا که رعایت استانداردهای حسابداری در مورد مبالغی که فاقد اهمیت هستند و تاثیری بر تصمیم گیری استفاده‌کنندگان صورت‌های مالی ندارند الزامی نیست. باید توجه داشت که اهمیت هرگز به معنای نادیده گرفتن اقلام فاقد اهمیت نیست؛ بلکه همه رویدادها صرف‌نظر از اهمیت آنها باید مدنظر قرار گیرند.

۴. اصل احتیاط  (محافظه‌کاری)

یکی دیگر از اصول محدود کننده حسابداری، محافظه‌کاری یا احتیاط است. به این معنا که در ارتباط با یک رویداد، بتوان هم‌زمان از چند روش منطبق با اصول پذیرفته شده حسابداری استفاده کرد. "محافظه‌کاری ایجاب می‌کند که حسابدار روشی اتخاذ کند تا دارایی‌ها و سود به کمترین مبلغ شناسایی و ثبت شده و بالعکس هزینه‌ها باید به بیشترین مبلغ، شناسایی و ثبت شوند".

لازم به ذکر است که برای اندازه‌گیری یک رویداد از بین روش‌ها یا رویه‌های متفاوت (مورد قبول اصول حسابداری) احتیاط ایجاب می‌کند که آن رویه‌ای انتخاب شود که:

  • تاثیر افزایشی کمتری بر سود (درآمد) دوره و جمع دارایی‌ها داشته باشد.
  • تاثیر افزایشی بیشتری بر هزینه‌های دوره یا بدهی‌ها داشته باشد.

استفاده مناسب و منطقی از محافظه‌کاری در حسابداری می‌تواند از گرفتاری های احتمالی آتی سرمایه‌گذاران و اعتبار دهندگان، که ناشی از به کارگیری رویه‌های بسیار خوش بینانه حسابداری است، جلوگیری کند.