سرمایه سیستم / مقالات /

محاسبه بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته و بهای تمام شده‌ی موجودی کالا

(0 از 5)

برای محاسبه بهای تمام شده موجودی کالا و بهای تمام شده کالای فروش رفته در حسابداری سه روش وجود دارد (FIFO، LIFO یا محاسبه‌ی میانگین هزینه‌های دوره) که می‌توانید از میان آن‌ها یکی را انتخاب کنید.FIFO مخفف First In First Out و LIFO مخفف Last In First Out است.

می‌توانید از روش اولین وارده از اولین صادره (FIFO) یا روش آخرین وارده از اولین صادره (LIFO) یا از ترکیب این دو روش و محاسبه‌ی میانگین هزینه‌های دوره استفاده کنید. روش‍های دیگر نیز قابل قبول هستند اما این سه روش از نخستین انتخاب‌ها به شمار می‌روند. در این مقاله به شرح روشهای FIFO و LIFO می‌پردازیم

در عمل انتخاب منحصر است به یکی از این دو روش (FIFO) یا (LIFO) روش میانگین هزینه در مکان سوم جای دارد. به عقیده صاحب نظران روش اولین وارده از اولین صادره (FIFO) بهتر از سایر روشهاست.

محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته

روش اولین وارده از اولین صادره در حسابداری (FIFO)

با استفاده از روش FIFO هزینه‌ی تولید به ترتیب زمان‌بندی که آن کالاها را خریداری کرده‌اید به هزینه‌ی بهای تمام شده کالای فروش رفته منظور می‌گردد. این رویه بسیار ساده است. درست مانند افرادی که در صف قرار می‌گیرند تا برای دیدن فیلم وارد سینما شوند. کنترل‌چی، به ترتیبی که بلیت‌ها خریداری شده‌اند، بلیت‌ها را جمع می‌کند.

روش FIFO روش بهتری هم برای مبالغ دارایی و هم برای مبالغ هزینه است. فرض کنید چهار واحد از محصولی را طی دوره‌ای خریداری کرده‌اید، هر بار یک واحد، به بهایی که به صورت زیر محاسبه می‌شود (به ترتیبی که آن اقلام را خریداری کرده‌اید):

  • 100 دلار
  • 102 دلار
  • 104 دلار
  • 106 دلار

در پایان دوره، سه تا از این واحدها را فروخته‌اید. با استفاده از روش (FIFO) هزینه‌ی بهای تمام شده کالای فروش رفته به صورت زیر محاسبه می‌شود.

306 دلار = 104 دلار+ 102 دلار+ 100 دلار

به طور خلاصه سه واحد اول را برای محاسبه‌ی بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته به کار برده‌اید. (اگر صدها یا هزاران کالا بفروشید، می‌توانید مزایای داشتن چنین روش استانداردی را ببینید). قیمت آخرین موجودی کالا 106 دلار است که آخرین بهای تمام شده‌ است. 412 دلاار هزینه‌ی کل چهار واحد، بین 306 دلار بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته‌ی سه واحد فروخته شده و 106 دلار هزینه‌ی یک واحد آخر موجودی کالا تقسیم می‌شود. کل هزینه قابل توجه است.

روش FIFO به دو دلیل خوب کار می‌کند:

1. در اکثر مؤسسات، کالاها به صورت اولین صادره از اولین وارده به حساب موجودی کالا وارد و از آن خارج می‌شود: کالاهای تهیه شده‌ی قبلی قبل از اینکه کالاهای تهیه شده‌ی بعدی تحویل داده شوند، به مشتریان تحویل داده می‌شوند، لذا کالاهایی که آخر خریداری شده‌اند، کالاهایی هستند که هنوز در موجودی کالای پایان دوره هستند و در آینده باید تحویل داده شوند. با استفاده از روش (FIFO)، دارایی موجودی کالای گزارش شده در ترازنامه در پایان دوره، کامل ترین هزینه‌ی خرید را منعکس می‌کند، بنابراین بسیار به هزینه‌ی جایگزینی محصول فعلی نزدیک است.

2. هنگامی که بهای تمام شده محصول دائماً در حال افزایش است، بسیاری (اما نه همه) مؤسسات از استراتژی قیمت فروش (FIFO) پیروی می‌کنند و تا حد ممکن افزایش قیمت فروش را به تاخیر می‌اندازند. آن‌ها افزایش قیمت‌های فروش را به تاخیر می‌اندازند تا زمانی که کل محصولات با هزینه‌ی پایین فروخته شوند. فقط زمانی که شروع به فروش از بسته‌ی بعدی کالاهیی که گران‌تر خریداری کرده‌اند می‌کنند، قیمت‌های فروش خود را بالا می‌برند. بهتر است از روش FIFO در هزینه‌ی بهای تمام شده ‌ی کالای فروش رفته استفاده کرد چون هم هم هزینه و هم درآمد حاصل از فروش برای تعیین سود ناخالص بهتر با هم جفت و جور می‌شود.

البته قیمت گذاری برای فروش بسیار پیچیده تر است و از چنین فرآیند ساده‌ای پیروی نمی‌کند اما نکته اینجاست که بسیاری از مؤسسات از روش تعیین قیمت فروش بر مبنای FIFO یا اولین وارده از اولین صادره استفاده می‌کنند. اگر مؤسسه شما هم یکی از این مؤسسات باشد توصیه میشودروش هزینه یابی FIFO را بکار ببرید تا با تعیین قیمت فروش مطابقت داشته باشد.

اولین وارده از اولین صادره در مقایسه با اولین صادره از آخرین وارده

روش اولین صادره از آخرین وارده (LIFO)

مثال کنترل چی سینما را به یاد بیاورید. فرض کنید کنترل چی به عقب صف افرادی که منتظر ورود به سینما هستند برود و به آن‌ها اجازه دهد که اولین نفر از انتهای صف وارد شود و به همین ترتیب ادامه دهد. به عبارت دیگر هر کس دیرتر بلیط خریده است زودتر وارد سالن سینما می‌شود. این روش LIFO یعنی آخرین صادره از اولین وارده است. البته افراد جلوی صف این روش را نمی‌پسندند، ولی برای تعیین هزینه‌ی بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته در طی دوره قابل قبول است.

ویژگی اصلی روش LIFO این است که آخرین قلمی را که اول خریده‌اید، انتخاب می‌کنید و سپس همین طور به عقب می‌روید تا زمانی که هزینه‌ی کل برای کل تعدادد واحدهای فروخته شده‌ی طی دوره حاصل شود. کالاهایی که تا پایان سال نفروخته‌اید چه می‌شود؟ با استفاده از روش LIFO، هرگز به سراغ بهای تما شده‌ی اولین کالای خریداری شده نمی‌روید، مگر اینکه تمام موجودی کالای خود را کاملاً فروخته باشید؛ اولین هزینه در حساب دارایی موجودی کالا باقی می‌ماند.

همان مثال بکار رفته در بخش قبلی را در نظر بگیرید، فرض کنید مؤسسه به جای FIFO، روش LIFO را به کار برده است. چهار واحدی که به ترتیب قیمت آن‌ها به قرار زیر است:

  • 100 دلار
  • 102 دلار
  • 104 دلار
  • 106 دلار
312 دلار = 106 دلار+ 104 دلار+ 102 دلار

هزینه‌ی موجودی کالای پایان دوره‌ی یک واحدی که فروخته نشده 100 دلار است، که قدیمی‌ترین کالای موجود است. مبلغ 412 دلار هزینه‌ی کل چهار واحد خریداری شده، منهای 312 دلار هزینه‌ی بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته، می‌شود 100 دلار، که در حساب دارایی موجودی باقی می‌ماند. نیازی به تعیین اینکه کدام واحدها را واقعاً به مشتریان تحویل داده اید نیست، وقتی که از روش LIFO استفاده می‌کنید، همیشه از آخرین واحد که خریداری شده رو به عقب می‌شمارید. اگر واقعاً بخواهیم از روش LIFO بحث کنیم باید بگوئیم که این روش توصیه نمی‌شود.

مزایای روش اولین صادره از آخرین وارده یا LIFO

1. نسبت دادن جدیدترین هزینه‌های کالاهای خریداری شده به هزینه‌ی بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته روشن است، چون باید برای بقای کار مؤسسه کالاهای خود را جایگزین کنید و بهای تمام شده‌ی اخیر به مبلغی که برای جایگزینی کالا باید بپردازید بسیار نزدیک است. بهترین راه این است که قیمت‌های فروش خود را نه بر مبنای بهای تمام شده اولیه بلکه بر مبنای بهای تمام شده‌ی جایگزینی واحدهای فروخته شده تعیین کنید.

2. در زمان بالا رفتن هزینه‌ها، بهای تمام شده‌ی آخرین خریدها هزینه‌ی بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته را به حداکثر میرساند، که این برای تعیین درآمد مشمول مالیات لازم است و همچنین درآمد مشمول مالیات را به حداقل می‌رساند. در حقیقت روش LIFO برای تامین اهداف مالیات بر درآمد ابداع شده است. در واقع هزینه‌ی موجودی کالا در ترازنامه‌ی اختتامیه کمتر از هزینه‌های خرید اخیر است، اما اثر صورت سود و زیان نسبت به ترازنامه بسیار مهم‌تر است.

هر چه هزینه‌ی تولید کالای بیشتری از دارایی موجودی کالا خارج کنید و به بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته منظور کنید، هزینه‌ی تولید کالای کمتری در موجودی کالای پایان دوره خواهید داشت. هنگام حداکثرسازی هزینه‌ی بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته، ارزش هزینه‌ی موجودی کالا را به حداقل می‌رسانید.

معایب روش اولین صادره از آخرین وارده یا LIFO

1. زمان استفاده از این روش مگر اینکه قیمت‌های فروش را به محض اینکه هزینه‌های جایگزینی کالا افزایش یابد، بر مبنای هزینه‌های آخرین خرید قرار دهید یا قیمت فروش را بالا ببرید_ اکثر مؤسسات از چنین روش‌های قیمت گذاری استفاده نمی‌کنند _ استفاده از روش LIFO سود ناویژه شما را کاهش میدهد و لذا سود ویژه را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد .

2. روش اولین صادره از آخرین وارده یا LIFO ممکن است منجر به ارزش هزینه کالایی شود که جداً تاریخش گذشته مخصوصاً اگر مؤسسه کالاهایی را بفروشد که دارای عمر مفید بلند مدت باشد. برای مثال در طی چندین سال موجودی کالای بر مبنای روش LIFO در مورد تولید کننده کالای کاترپیلار ، در حدود دو میلیارد دلار کمتر از مقداری است که از روش FIFO استفاده شده است.

3. مدیران غیر مسئول از روش LIFO استفاده می‌کنند تا اگر تجارتشان خوب پیش نمی‌رود اعداد سود خود را دستکاری کنند.

توجه: در دوره‌های افزایش هزینه‌های تولید، استفاده از روش FIFO درآمد مشمول مالیات را بالاتر از وقتی نشان میدهد که از روش LIFO استفاده می‌شود_ چیزی که احتمالاً می‌خواهید از آن اجتناب کنید با این وجود حتی اگر روش LIFO در برخی شرایط ارجحیت داشته باشد هنوز هم به دلایلی که پیش از این بدان اشاره شد روش FIFO انتخاب بهتری در اکثر موارد است. بهرحال اگر کالاها چنان با هم مخلوط شوند که وارد خرید هر یک مشخص نشود، آن‌وقت باید در اظهارنامه مالیات بر درآمد، از روش FIFO استفاده کرد.