سرمایه سیستم / مقالات /

سوالاتی که سرمایه گذاران باید در هنگام خواندن گزارش مالی بپرسند.

(0 از 5)

به عنوان سرمایه گذار مؤسسه فقط آن قدر وقت دارید که در جستجوی مهمترین علائم موجود در گزارش مالی مؤسسه باشید. برای خواندن سریع و کامل یک گزارش مالی تنها چیزی که به شما امکان می‌دهد تا علائم موجود را در صورت‌های مالی کشف کنید چک لیستی از سوالات کلیدی است.

قبل از اینکه گزارش مالی مؤسسه را بخوانید به دنبال این باشید که مؤسسه چه نوع کالا یا خدماتی را می‌فروشد_اتومبیل، کامپیوتر، خطوط هوایی، تجهیزات صنایع سنگین و غیره، که هر یک از این مؤسسات کاملاً متفاوت است_ و در مورد تاریخچه مؤسسه و مشکلات فعلی که با آن مواجه است نکاتی بیاموزید. آیا مؤسسه در جستجوی کارشناس رسمی حسابداری است؟ آیا اخیراً استراتژی خود را تغییر داده؟ تنها جایی که می‌توان به این اطلاعات دست یافت، پرونده‌ی سالیانه است که به کمیسیون بورس اوراق بهادار ارائه می‌شود، که مدرکی عمومی و در دسترس همگان است. تاریخچه‌ی شرکت را کارگزاران بورس اوراق بهادار و مشاوران سرمایه گذاری تهیه کرده‌اند که بسیار سودمند است.

وال استریت ژورنال و سایر روزنامه‌های ملی، مانند نیویورک تایمز، منابع اطلاعاتی بسیارمناسبی برای شرکت‌های دولتی‌اند. بسیاری از گزارش‌های مالی سالیانه اغلب مروری کلی بر کالاها و خدمات هر مؤسسه ارائه می‌کنند. اگر چه برخی از مؤسسات در ارائه‌ی این اطلاعات محافظه کارانه عمل می‌کنند.

آیا مؤسسه سود داشته است؟

رشد فروش نکته‌ی اصلی در رشد سود در بلند مدت است. حتی اگر سود زیاد باشد و افزایش یابد، وقتی درآمد حاصل از فروش ثابت باقی بماند سرمایه گذاران نگران می‌شوند. خواندن گزارش مالی را با مقایسه‌ی درآمد حاصل از فروش امسال و سال گذشته و سال‌های قبلی، در گزارش مالی شروع کنید. روند فروش شرکت مهمترین عاملی است که بر روند سود تاثیر می‌گذارد. اگر جرئتش را دارید مؤسسه ای پیدا کنید که روند فروش نزولی داشته باشد، اما خط روند سود آن یکنواخت و صعودی باشد_ باید مدت زمان زیادی به دنبال چنین مؤسسه‌ای بگردید.

آیا نسبت‌های سود ثابت می‌مانند؟

فروش‌های بالاتر سالانه، ضرورتاً به معنای سود بیشتر نیست. به علاوه باید بدانید که آیا مؤسسه قادر است نسبت سود خود را در سطح فروش بالاتر نگه دارد و همین روند را حفظ کند؟ به خاطر داشته باشید که نسبت سود، درآمد خالص تقسیم شده به درآمد حاصل از فروش است. اگر مؤسسه در سال گذشته، نسبت سود 6 درصد را کسب کرده باشد، آیا نسبت سود را حفظ کرده یا نسبت سود خود را با درآمد حاصل از فروش بالاتر امسال افزایش داده است؟

به علاوه، نسبت‌های حاشیه‌ی سود شرکت را سال به سال مقایسه کنید. بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته را شرکت‌های فروشنده‌ی کالا گزارش می‌کنند. به یاد داشته باشید که حاشیه‌ی سود معادل درآمد حاصل از فروش، منهای بهای تمام شده‌ی کالای فروش رفته است. هر گونه افت مشخص در نسبت حاشیه سود شرکت (حاشیه سود تقسیم بر درآمد حاصل از فروش) موضوع بسیار مهمی است. فرض کنید شرکت 2 یا 3 امتیاز (1 امتیاز = 1 درصد ) از نسبت حاشیه سود را از دست داده است. چطور می‌تواند این زیان را جبران کند؟ کاهش سایر هزینه‌های عملیاتی زیاد ساده یا عملی نیست_مگر اینکه مؤسسه کاری کرده باشد که هزینه‌های عملیاتی متورم نشان داده شود.

در اکثر گزارش‌های مالی خارجی نسبت‌های سود آشکارا مورد بحث قرار نگرفته، مخصوصاً وقتی که اوضاع به خوبی پیش نمی‌رود. معمولاً به دنبال این نسبت‌های مهم باشید و از ماشین حساب خود استفاده کنید. در مقالات مطبوعات مالی، در مورد سود شرکت‌های سهامی عام، بر نسبت‌های سود و حاشیه‌ی سود، تکیه شده است_ به دلایل متعدد.

دانستنی‌های سرمایه گذاری

آیا سود یا زیان غیرعادی وجود داشته است؟

گاهی مؤسسه سود یا زیان غیرعادی هنگفتی را گزارش می‌کند. حسابدار در اولین بخش صورت سود و زیان درآمد حاصل از فروش و هزینه‌های عملیاتی و فروش مؤسسه گزارش می‍‌‌شود. به علاوه، هزینه‌های مالیات بر درآمد و بهره نیز از آن کسر می‌شود. مراقب باشید: سودی که تا این حد تقلیل یافته، سود نهایی پس از کسر بهره و مالیات نیست. این سود نتیجه‌ی عملیات معمول و مداوم مؤسسه است؛ قبل از اینکه هر گونه سود یا زیان غیر عادی یکباره ثبت شود. این سود و زیان‌ها غیر عادی نامیده می‌شوند زیرا تحقق نمی‌یابند یا حداقل اینکه نباید تحقق یابند، اگر چه برخی از شرکت‌ها این سود و زیان‌ها را به صورت عادی گزارش می‌کنند.

این سود و زیان ‌ها ناشی از ایجاد وقفه در فعالیت‌های مؤسسه است_ مثلاً تجدید ساختار سازمانی مهم و در نتیجه تقلیل نیروی کار و پرداخت حقوق و دستمزد اخراج به کارکنان اخراجی، فروش دارایی های اساسی و خط تولید کسر مبالغ کلانی از بدهی‌ها به بهای سود یا زیان هنگفت و دعوای حقوقی مهمی علیه مؤسسه. عموماً سود و زیان گزارش شده در خط مالیات بر درآمد هر گونه ثبت غیرعادی را تحت تاثیر قرار می‌دهدو توضیح مختصری در پیوست صورت‌های مالی در این خصوص یافت می‌شود.

سرمایه گذاران باید به الگوی این ارقام در طی سال توجه کنند. سود یا زیان غیرعادی، بخشی از امور عادی مؤسسه است و چیزی نیست که قرار باشد به شما اعلام کنند. اگر چه مؤسسه ای که یک یا دو مورد از این سود و زیان را هر ساله گزارش می‌کند، مورد سؤ ظن قرار می‌گیرد. این سود و زیان‌ها شاید ناشی از تشویش گذشته و نگرانی از آینده باشد. به هر حال توصیه می‌شود دقت کنید که زیان غیرعادی نتیجه‌ی کمبود اطلاعات کافی در مورد هزینه‌ها در سال‌های قبل نباشد. مثلاً فروش کالاهای نامطمئن و نامرغوب سال به سال سبب می‌شود که سرانجام بدهی های مؤسسه افزایش یابد.

بسیاری از مؤسسات از هر فرصتی برای ثبت زیان‌های هنگفت استفاده می‌کنند. علاوه بر زیان‌هایی که باید ثبت شود، مؤسسه هر زیانی را که میسر باشد ثبت می‌کند، به علاوه مبلغی مازاد بر مزید فایده. البته زیان‌های هنگفت طی دوره سبب می‌شودنظر مخالف متوجه مؤسسه شود. چون مؤسسه به هر حال باید هر گونه رویداد ناخوشایندی (زیان) را گزارش کند. مدیریت تصمیم می‌گیرد زیان‌های انباشته شده را به صورت زیان اضافی گزارش کند؛ که سبب نمی‌شود نظر مخالف بدتر از آنچه بوده بشود. انگیزه‌ی مؤسسات برای گزارش زیان هنگفت، این است که زیان‌ها را در دوره‌هایی که اخیراً خاتمه یافته ثبت کنند و آن‌را از دیدتان پنهان کنند و بدین وسیله در دوره‌های آتی محتمل این زیان‌ها نشوند. به عبارت دیگر، در دوره‌ی فعلی مؤسسه ضربه می‌خورد و با این کار زمینه را برای دوره‌های آتی مهیا می‌کند.

نکات سرمایه گذاری

آیا سود هر سهم با سود سهام اصلی مطابقت دارد؟

شرکت‌های سهامی عام با ساختار ساده‌ی سرمایه‌ای _یعنی اینکه مؤسسه ملزم به صدور سهام اضافی در آینده نیست_ فقط یک سود دوره‌ای گزارش می‌کند که همان سود سهام اصلی است. می‌توانید سود سهام اصلی را با استفاده از تعداد واقعی سهام مالکیت سهامداران محاسبه کنید. اگر چه بسیاری از شرکت‌های سهامی عام دارای ساختار سازمانی پیچیده‌ای‌اند که آن‌ها را در آینده ملزم به صدور سهام اضافی می‌کند؛ این مؤسسات دو نوع سود سهام گزارش می‌کنند، سود سهام اصلی و سود سهام کاهش یافته. مبلغ سود سهام کاهش یافته بر مبنای تعداد بسیاری از سهامی است که سهام اضافی را شامل می‌شود و تحت عنوان حق تقدم خرید سهام مدیریت، بدهی قابل تبدیل و سایر الزامات مقرر سبب می‌شود مؤسسه در آینده سهام صادر کند.

هنگام تجزیه و تحلیل سود هر سهم باید به سود اصلی هر سهم و سود کاهش یافته‌ی سهام توجه کنید. فرض کنید فقط در شرکت‌هایی سرمایه گذاری کرده‌اید که سود هر سهم اصلی را گزارش می‌کنند اما این استراتژی سرمایه گذاری تعداد بسیار زیادی از مؤسسات را از فهرست شما حذف می‌کند. عجیب اینکه سهام سرمایه گذاری شما شامل شرکت‌هایی است که هم سود کاهش یافته و هم سود اصلی سهام را گزارش می‌کنند. هر دو عدد زیاد از هم دور نیستند اما ممکن است سود کاهش یافته‌ی سهام ضرورتاً کمتر از سود اصلی هر سهم، در برخی از مؤسسات باشد.

فرض کنید صاحب سهامی در شرکت سهامی عام هستید که سود نهایی خالص را 10 درصد بیشتر از سال گذشته گزارش می‌کند. تا اینجا مشکلی نیست. اما می‌دانید که قیمت بازار سهام بستگی به سود هر سهم دارد. سوال کنید که در مورد سود اصلی و سود کاهش یافته‌ی سهام چه اتفاقی می‌افتد. آیا هر دو عدد سود هر سهم (اصلی و کاهش یافته)، 10 درصد افزایش می‌یابد؟ الزاماً خیر_ در حقیقت اغلب اوقات جواب منفی است. شرکت‌های سهامی عام که سهام اصلی آن‌ها در بازار بورس داد و ستد می‌شود، ملزم به ارائه گزارش سود سهام در صورت‌های سود و زیان خود هستند، لذا لازم نیست آن را محاسبه کنید (مؤسسات خصوصی که سهامشان قابل معامله نیست، مجبور به ارائه‌ی گزارش سود هر سهم نیستند).

اغلب در می‌یابید که مؤسسه تعداد کل سهام خود را در طی سال افزایش یا کاهش داده است. برای مثال، ممکن است برخی از مدیران در طی سال با استفاده از حق تقدم خرید سهام، اقدام به خرید سهم کرده باشند. یا کارکنان با استفاده از برنامه‌ی خرید سهام شرکت سهام خریداری کرده یا مؤسسه به دلیل فروش سهام به سایر شرکت‌ها، در طی سال اقدام به صدور سهام جدید کرده باشد. یا دارندگان اوراق بهادار قابل تبدیل که قبلاً اوراقشان صادر شده اوراق بهادار خود را طی سال به سهام تبدیل کرده باشند.

سود هر سهم، دقیقاً به همان مقدار که درآمد خالص (سود) افزایش یافته، افزایش می‌یابد. آن‌هم فقط در صورتی که تعداد کل سهام ثابت باقی بماند. معمولاً این طور نیست. بسیاری از شرکت‌های سهامی عام بخش اعظمی از فعالیت‌های خود را در زمینه‌ی سهام انجام میدهند. بنابراین برنامه‌ی خاصی برای تغییر در حقوق صاحبان سهام در طی سال صورت می‌دهند. به این طرح‌ها نگاهی بیندازید تا متوجه شوید چه تعداد سهام در طی سال صادر شده است. به علاوه شرکت‌های سهامی ممکن استدر طی سال تعدادی از سهام خود را که در برنامه‌ی آن‌ها گزارش شده خریداری کنند.

فرض کنید درآمد خالص 10 درصد افزایش یافته اما به سود اصلی سهام فقط 6.8 درصد اضافه شده است، زیرا افزایش سهام صادره‌ی مؤسسه، در طی سال 3 درصد بوده است. مشخصاً باید بررسی کنید چرا سهام اضافی خریداری شده است. و اگر سود سهام کاهش یافته مطابق با افزایش سود شرکت تغییر نکرده باشد. باید بررسی کنید چرا تعداد سهام موجود در محاسبه‌ی سود هر سهم کاهش یافته است. (شاید حق تقدم خرید سهام مدیریتی در طی سال به مدیران اعطا شده است). تعداد سهام شاید مجدداً سال بعد افزایش یابد، مؤسسه اظهار نمی‌کند که چرا درصد تغییر در سود هر سهم همان درصد تغییر در درآمد خالص نیست.

افزایش در سود هر سهم لزوماً مربوط به افزایش درآمد خالص نیست، اما باید مربوط به کاهش در تعداد سهام باشد. شرکت‌های دارای نقدینگی فراوان، اغلب سهام خریداری می‌کنند تا تعداد کل سهامی را که به درآمد خالص تقسیم می‌شود کاهش دهند، در نتیجه سبب افزایش سود اصلی و کاهش یافته‌ی هر سهم می‌شوند. باید دقیقاً توجه داشته باشید که افزایش سود هر سهم نتیجه‌ی کاهش تعداد سهام است. رشد طولانی مدت سود اصلی هر سهم همان همان رشد سود است. اگر چه کاهش تعداد سهام به سود هر سهم کمک می‌کند و همین طور قیمت بازار هر سهم.